ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
459
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
انتقال پيدا كنيم . اما جامهء احرام وخريدن وپوشيدن آن - بايد از پوشيدن لباس احرام به ياد كفن افتاد وشايد هم پوشيدن كفن نزديكتر از پوشيدن لباس احرام باشد . بنا بر اين از پوشيدن احرام بايد به ياد پوشش أنوار الهى بود كه هيچ كس از عذاب خدا ، جز با پوشش أنوار الهى خلاصي ندارد . پس بايد به اندازهء توان در كسب أنوار الهى كوشيد . امّا بيرون آمدن از شهر وديار براي سفر - به هنگام خروج بايد حضور ذهني داشته باشد كه از زن وفرزند جدا مىشود وبه سفري غير از سفرهاى دنيا ورو به خدا مىرود وبايد توجّه داشته باشد كه نتيجهء اين سفر اين است كه به پيشگاه پادشاه پادشاهان وبزرگ بزرگان ودر زمرهء زائرينى است كه أو را به طواف كعبه فرا خواندهاند وأو أجابت كرده است ، وشوق آن چيزى را در سر دارد كه مشتاق بود . وعلايق را قطع كرده واز مردم جدا شده وروى به خانهء خدا آورده است واميدوار است كه به وجه خداوند كريم نظر افكند . در دل بايد اميد وصول به پيشگاه خداوند وقبولى اعمالش را از باب تفضّل خداوند داشته باشد . بايد معتقد باشد كه اگر پيش از رسيدن به طواف خانه بميرد خدا را ملاقاة كرده وبر أو وارد شده است . چنان كه خداوند مىفرمايد : وَمَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَسَعَةً وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ « 16 » بايد از مشاهدهء گردنههايى كه در راه وجود دارد گردنههاى آخرت را به ياد آورد . واز مشاهدهء درندگان ومارها ، حشرات قبر را ، واز ترس صحراها وحشت گور وتنهايى را به ياد آورد ، همهء اين مشكلات انسان را به سوى خدا سوق داده وامر معاد را به انسان تذكّر مىدهد .
--> ( 16 ) سورهء نساء ( 4 ) : آيهء ( 100 ) : هر كس از خانهاش خارج شود وبه سوى خدا ورسولش هجرت كند وسپس مرگش فرا رسد ، اجرش بر خداست .